الشيخ المنتظري
438
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
اعمال هم مجازات مىشوند ; آنها را با آن اعمالشان محاسبه مىكنند ، حال يا اين است كه خودشان را نجات مىدهند و يا گرفتار عذاب خداوند مىشوند . « وَلَعَمْرِى مَا تَقَادَمَتْ بِكُمْ وَلاَ بِهِمُ الْعُهُودُ ، وَلاَ خَلَتْ فِيَما بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمُ الاَْحْقَابُ وَالْقُرُونُ » ( و به جان خودم سوگند از زمان شما تا ايشان روزگار درازى نگذشته ، و ميان شما و ايشان سالهاى زياد و قرونى فاصله نيفتاده است . ) « لعمرى » قسم است ، يعنى به جان خودم سوگند . « تقادمت » از مادّه « قديم » است . « ما تقادمت بكم و لا بهم العهود » عهد ميان شما و آنان قديمى نيست ، يعنى از زمان آنها تا شما وقت زيادى نگذشته است . « احقاب » جمع « حقب » به معناى هشتاد سال يا هشتاد هزار سال است . « قرون » هم جمع « قرن » است و حداقل قرن را پنجاه سال و حداكثر آن را صد سال گفته اند . « و لا خلت فيما بينكم و بينهم الاحقاب و القرون » و ميان زمان شما و زمان آنان صدها سال فاصله نيفتاده است . خلاصه اين طور نيست كه شما پدران و برادران خود را بر اثر گذشت زمان فراموش كرده باشيد ، آنها با هر وضعيتى كه در اين دنيا زندگى مىكرده اند گرفتار مرگ شده و الآن هم در گرو اعمال خود هستند . پيغمبران براى ارشاد و راهنمايى بشر و اين كه آنها را به سعادت ابدى برسانند آمده اند ، آنها به تذكّرات پيغمبران توجّه نكرده و گرفتار آن همه فتنه شدند ، و طبيعى است كه بايد پس از مرگ هم به مكافات اعمال زشت خود گرفتار شوند . والسّلام عليكم و رحمة الله و بركاته